سلام
پس از تاخير چند روزه باز هم در خدمت شما هستم با يكي ديگر از كارهاي زيباي شما دوستان عزيز...
آقا خيلي خيلي خودماني بگويم كه ، من چكار كنم با بعضي از اشعاري كه از نظر وزن و قافيه و بعضي وقتها ، معنا ، دچار مشكل هستند ،
از طرفي شرمنده دوستاني هستم كه اين اشعار را ميفرستند و من به دليل خوشبختانه حجم زياد كارهاي رسيده نميتوانم جواب اين دوستان را به موقع بدهم ،
و از طرفي هم اگر از اين اشعار در وبلاگ استفاده كنم ، سطح كلي وبلاگ پايين مي آيد و براي دوستاني كه كارهاي قويتر و بهتري دارند و خودشان استاد هستند ، خسته كننده و بي روح جلوه ميكند ، بعضي از دوستان هم شايد به هر حال زياد خوششان نيايد كه از شعرشان ايراد گرفته شود ...
پس از اين به بعد از عزيزاني كه آثارشان را ارسال ميكنند ، خواهش ميكنم كه عنوان كنند كه در وبلاگ كارشان نقد شود ، يا به صورت خصوصي برايشان ارسال شود ...
باز هم از لطف و بزرگواريتان ، يك دنيا ممنون _ شهاب مرادي
****
و اما با يكي از كارهاي زيباي دوست عزيزم آقاي جواد منفرد كه لطف كردند و براي انجمن شاعران جوان فرستادند در خدمت شما هستم :
در دلم گل دادنت را هي نكن روياي خود
ريشه ات را توي قلبم كنده ام از جاي خود
بي خودي آن خاطراتي را كه خاكش كرده ام
نبش قبرش ميكني ، با زير چشمي هاي خود
با صداي پاي تو ديگر نميلرزد دلم ،
پنبه كردم توي گوش ساده لوحيهاي خود
تازه برگشته ، نخواه از من كه بيرونش كنم
بعد چندي كه نشسته عقل من در جاي خود
روزهاي برده داري ات سرآمد ، من يكي ...
دوست دارم نوكر خود باشم و آقاي خود،
طاقت مهمان ندارم ، بيخودي جا خوش نكن
تا تو را بيرون نكردم ، خود برو با پاي خود ...