
با شاعران برتر :
محمد علي بهمني
استاد محمد علي بهمني نياز به معرفي ندارد ، تمامي اهالي احساس با نام او و با آثار زيباي او به طور كامل آشنايي دارند ، اگر اهل شعر هم نباشيد ؛ حتما " در اين زمانه بي هاي و هوي لال پرست " را با صداي حبيب ؛ و " از خانه بيرون ميزنم اما كجا امشب " و ترانه " بهار بهار" و...را با صداي ناصر عبدالهي و " دهاتي " را با صداي شادمهر عقيلي شنيده ايد ؛ كه اينها همه از سروده هاي استاد بهمني است.
و اما استاد بهمني در فروردين 1321 در شهر دزفول به دنيا آمدند، بزرگ شده تهران هستند و اكنون در بندرعباس زندگي ميكنند.اولين شعر ايشان در سن 9سالگي و در مجله روشنفكر به چاپ رسيد.از آثار ايشان تا كنون ميتوان به كتابهاي : باغ لال _ در بي وزني _ عاميانه _ گيسو ؛ كلاه ؛ دفتر _ گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود_ غزل _ شاعرشنيدني است _ گزينه نيستان_ امانم بده ( ترانه ها) _ اين خانه واژه هاي نسوز دارد. اشاره نمود.
با آرزوي سلامتي و طول عمر براي ايشان به بازخواني چند نمونه از آثار او ميپردازيم.
1)
زخم آنچنان بزن كه به رستم " شغاد" زد
زخمي كه حيله بر جگر اعتماد زد ...
باور نميكنم به من آن زخم كهنه را ؛
با چشم باز آن نگه خانه زاد زد ...
با اين كه در زمانه بيداد ميتوان،
سر را به چاه صبر فرو برد و داد زد ،
يا ميتوان كه سيلي فرياد خويش را ،
با كينه اي گداخته بر گوش باد زد
گاهي نميتوان به خدا حرف درد را ،
در دل نهان نمود و روز معاد زد.
2)
گفتم " بدوم تا تو همه فاصله ها را "
تا زودتر از واقعه گويم گله ها را...
چون آينه پيش تو نشستم كه ببيني
درمن اثر سخت ترين زلزله ها را...
پرنقش تر از فرش دلم بافته اي نيست،
از بس كه گره زد به گره حوصله ها را
ما تلخي نه گفتنمان را كه چشيديم
وقت است بنوشيم از اين پس بله ها را
بگذار ببينيم براين جغد نشسته ...
يك بار دگر پر زدن چلچله ها را ...
يك بار هم اي عشق من از عقل مينديش،
بگذار كه دل حل بكند مسئله ها را ...
3)
دارد دير ميشود
پنجره ها را كه بسته اي
در را كه قفل كرده اي ...
ديگر دلواپس چه هستي؟!
شير ابر را كه نمتواني ببندي،
كنتور رعد را كه نميتواني قطع كني،
بيا برويم!
هيچ اتفاقي نخواهد افتاد،
اين خانه واژه هاي نسوزي دارد،
تو باز خواهي گشت،
وهمسايه ها مهربان تر خواهند شد،
چندان كه فكر ميكني؛
ديوارتان من بوده ام ...
|