
یکدم نظر به حسرت و اهم نمیکنی ؟
برخلوت من و غم و اشک و ملال و درد...
کس اعتنا نکرد : شما هم نمی کنی ؟
آخر کجا روم پس از این بر که رو کنم
گر یک نظر به روی سیاهم نمی کنی
باز آمدم به درگهت با آرزوی عفو...
یارا نگو : نگو که نگاهم نمی کنی ...
نماز و روزه همه شما قبول ...
...بعد از مدتها گفتم بد نیست سری بزنم به آن پیش ترها:
ترمز بریده بودیم در پیچهای غربت
تعمیر کرده بودیم دل رابرای صحبت
اما کسی نپرسید پنچر شدیم یا نه ؟
انگار بود تعطیل تعمیرگاه رحمت
کم باد میشود دل در سنگلاخ غمها
باید به دوش گیریم جکهای استقامت
هر کس به فکر خویش است در شاهراه دنیا
ای کاش وا نمانیم در راه تا قیامت ...
قبل از سفر مهم است از بهر هر مسافر
تعویض روغن عشق ... یک باک پر محبت
هر پیچ را کند باز آچار مهربانی ...
هر چند ناپدید است در جعبه دان غیرت...


